قهرمان ضداستعماری جهان

یکی از خوانندگان وبلاگ ایمیل زده بودند که با الهام از نوشته‌های حسین ویدیویی برای پرس‌ تی‌وی به مناسبت سالگرد ارتحال بنیان‌گذار انقلاب ساختند.  بهانه خوبی است تا قسمتی از نوشته‌های حسین در مورد امام خمینی منتشر کنیم. معلوم نیست چرا کسی که مطالبش بر جوون‌های سراسر دنیا می‌تونست اینچنین تاثیر بذاره که بعد از نوزده ماه هنوز آثارش معلوم باشه، باید در «بازداشت موقت»  به سرببره؟

به عنوان تنها ایرانی نامسلمانی که جرات دارد در قلب اروپا از امام خمینی و میراثش دفاع کند سالروز درگذشتش را رسما گرامی می‌دارم . درست است. از زمانی که به ورسیون ۴ رسیده‌ام، از دیدم آدم‌ها (و به تبع آن حکومت‌ها) در دو پاردایم زندگی‌ می‌کنند: کلنیال و پست کلنیال.

کلنیال پارادایمی است که در آن روایت و دید را قدرت کلنیال قبضه کرده است. آدم‌ها و کشورها خودشان را در سایه‌ی این روایت تعریف می‌کنند و جهان پیرامون را هم از آن دیدگاه می‌بینند .

پست‌کلنیال، در مقابل، پارادیمی است که در آن روایت و دید آدم‌ها و کشورها از سلطه‌ی قدرت کلنیال بیرون است .

برای من انقلاب ایران یک انقلاب پست‌کلنیال است و جمهوری اسلامی از معدود کشورهایی در کل دنیا است که در پارادایم پست کلنیالیزم طراحی شده است، البته بدون اینکه طراحانش الزاما به آن آگاه باشند. (معنی‌ای که نویسنده‌ی متن از آن در ذهن دارد اهمیت کمتری دارد از معنی‌ای که خواننده‌ی آن متن از آن برداشت می‌کند).

پست‌کلنیالیزم زاییده‌ی پست‌استراکچرالیزم است و از این رو به خودش اجازه می‌دهد که ارزش‌های «جهان‌شمول» را که بر اساس روایت مسلط ساخته می‌شوند، به چالش بگیرد و تعریف و برداشت خودش را از دنیای بیرون ارایه بدهد.

درست در همین جا تناقض مفاهیمی مثل جمهوری و اسلامی از بین می‌روند و مفهومی به اسم «جمهوری اسلامی» مشروعیت پیدا می‌کند. چون با برداشتی پست‌استراکچرالیستی، معنی هر کدام از این کلمات با معنی‌ای که زیر سلطه‌ی قدرت کلنیال می‌ٔدهند فرق می‌کند.

«جمهوری» الزاما چیزی نیست که مثلا انقلاب فرانسه تعریف می‌کند و «اسلام» هم آن نیست که اورینتالیست‌های اروپایی تعریف می‌کنند. یک ایرانی می‌تواند در قرن بیستم با برداشت خودش (که طبعتا تحت تاثیر هزار چیز در اطرافش است) جوری «اسلام» و «جمهوری» را بخواند (یا تفسیر و تعیبر کند) که نه تنها در ذهن که حتی در عین (دنیای بیرونی) هم امکان‌پذیر باشد.

امام خمینی نخستین مسلمانی است که جرات این خوانش پست کلنیال و پست استراکچرالیست را نه تنها در تئوری دارد، بلکه در عمل هم امکان‌پذیر بودن آن را نشان می‌دهد و با نگاهی استثنایی حکومتی را معماری می‌کند که هم جمهوری است و هم اسلامی، و حداقل توانسته برای ۲۸ سال دوام بیاورد، و آرام آرام نه تنها مشروعیت و کارایی داخلی‌اش را بالا ببرد، بلکه بیش از همیشه سلطه‌ی قدرت کلنیال را در منطقه‌ی دور و برش به چالش بگیرد.

دنیا هنوز دو، سه دهه وقت لازم دارد تا اهمیت و ارزش روح‌الله خمینی را بفهمد، چون که تصویر او را رسانه‌های انلگوفون پس از ماجرای گروگان‌گیری و سلمان رشدی به ناجوانمردانه‌ترین شکلی مخدوش کردند و هنوز خیلی سخت است کسی او را از پس این پرده‌ی کلفت رسانه‌ای ببیند.

اهمیت امام خمینی در قرائتی انقلابی و جدید است که از اسلام کرد. اسلام و حتی شیعه که ذاتش بر ضد وضعیت موجود است، قرنهاست که تبدیل شده بود به ایدئولوژی طبقه‌ی حاکم در کشورهای مسلمان‌نشین و ابزاری برای توجیه استبداد شاهنشاهی. مثلا تمام مراجع شیعه با یکی دو استثنا در صد سال اخیر روابط بسیار نزدیکی با استبداد شاهنشاهی و قدرت‌های استعماری داشتند و به آنها کولی می‌دادند و کولی می‌گرفتند.

ولی امام خمینی اولین مرجعی است که بی‌باکانه استدلال می‌کند اصولا شاهنشاهی به عنوان یک سیستم حکومتی، نه تنها ناعدلانه و غیر انسانی است، بلکه اصولا حرام است. شنیدن این حرف الان ساده است، ولی فکرش را بکنید که با این حرف امام خمینی چطور سنت هزاران ساله‌ی شیعه و حتی اسلام را شکسته است.

ولی بعدا می‌بینید که پس از چند سال همین استدلال شجاعانه که روزی به خودکشی سیاسی می‌مانست باعث شد جریان چپ ضد شاه که دهه‌ها بود فقط برای زنده ماندن زور می‌زد با آمدن هزاران هزار جوان مذهبی که تحت تاثیر شیعه‌ی خمینیستی تبدیل به سخت‌ترین نیروهای ضد استبداد شده بودند جانی تازه بگیرد.

برداشت انقلابی امام خمینی از فقه شیعه و تلاش علی شریعتی در جا انداختن و مردمی کردن این قرائت چپ از تشیع (که به نظر من در جوهر تشیع موجود بود ولی باید بیدار می‌شد) بود که باعث شد یک اپوزیسیون کوچک چند صد نفره تبدیل شود به جنبشی میلیونی که با چند راهپیمایی عظیم توانست تاج و تخت شاه را سرنگون کند.

من از همین زاویه مخالف نظری هستم که می‌گوید امام خمینی انقلاب را از دست چپ ایران ربود و با بدجنسی آن را صاحب شد. اگر امام خمینی و برداشت انقلابی‌اش از شیعه نبود اصلا انقلاب نمی‌شد که کسی بخواهد آن را از کس دیگر بدزدد.

برای فهمیدن ارزش امام خمینی باید ببینیم او چه می‌توانست بکند و نکرد. امام خمینی در سالهای اول با مقبولیت بی‌خدشه‌ای که داشت هر کاری می‌‌خواست می‌توانست بکند و ایران به هر طرفی که می‌‌خواست می‌توانست بکشد هیچ کس جرات و توان مقابله با آن را نمی‌یافت. او اگر می‌خواست می‌ةوانست ایران را به سمت عربستان پیش‌ببرد. می‌توانست هرگز تمایلی به قانون اساسی نشان ندهد، هرگز اهمیتی به مجلس و انتخابات و رای مردم ندهد، هرگز نهضتی برای افزایش باسوادان شروع نکند، هرگز حرف از مستضعفین و فقرا و عدالت اجتماعی و فاصله‌ی طبقاتی نزند، هرگز سینما و تلویزیون و رادیو را (که مذهبی‌ها اصولا حرام می‌دانستند) به رسمیت نشاسد والخ.

امام خمینی بی‌نقص نبود، همانطور که هیچ انسانی بی‌اشتباه نیست. او خیلی کارها را می‌توانست جور دیگری انجام دهد که نتیجه‌ی بهتری برای هدف درازمدت خودش داشته باشد. ولی حرف من این است که در کانتکست ضد استعماری و جنبش‌های استقلال‌طلبانه، اهمیت و ارزش امام خمینی و به تبع آن انقلاب ایران حتی از انقلاب کوبا و فیدل کاسترو بالاتر است. دلیلش مفصل است و شاید بعدا توضیح دادم.

من از کشوری آمده‌ام که در آن انقلابی چنین بزرگ با رهبری مردی چنین بزرگ رخ داده است و به این افتخار می‌کنم. شما هم اگر پیش‌داوری‌های منفی و استریوتایپ‌های ذهنی را کنار بگذارید، کمی ایران را از بیرون و در مقیاسی تاریخی نگاه کنید و در ضمن اردن و مصر و تونس و اسراییل را هم از نزدیک ببینید، مثل من به ایرانی بودنتان، نه بخاطر کوروش، بلکه بخاطر امام خمینی افتخار خواهید کرد.

Advertisements

4 Responses to “قهرمان ضداستعماری جهان”


  1. 1 بی نام ژوئن 3, 2010 در 4:57 ق.ظ.

    بنده نظرم را صریح عرض می کنم اگر موافق نبودید طبیعتا می توانید منتشر نکنید.

    ببینید طرز فکر افراد مثل یک صندوق دربسته نیست که هر وقت خواستیم درش را باز کنیم و مطالبی را دور بریزیم و طرز فکر و عقاید جدید وارد کنیم بلکه در طول زمان طولانی بر اثر تربیت و محیط زندگی و تحصیل و مطالعه و…. شکل می گیرد.

    درباره حسین درخشان به نظر من تغییر ناگهانی طرز فکرش و علاقمند شدنش به آقای احمدی نژاد و مقام معظم رهبری و انقلاب اسلامی و … نمی تواند واقعی باشد و دلیل آن هم این نوع مطالبی است که خودش در ماه های آخر خارج نشین بودنش می نوشت و الان شما با این نوع مطالب.

    شما تلاش می کنید که ما «باور کنیم» حسین درخشان آن حسین درخشانی که به قول خودش عرق خور بی دین که …… نیست. خودش تلاش می کرد که بقبولاند دیگر عقاید عوض شده ولی توضیح قانع کنند نداشت که چرا می خواهد به ایران برگرددو در مراکز رسانه ای کار کند. توضیحی هم که درباره عوض شدن طرز فکرش داشت قانع کننده نبود این نوع روش درباره کسی که سابقه معاشرت و ارتباط با افراد خاصی! را داشته را نمی توان به آسانی با چند دلیل توجیه کرد.

    آیاحضورش در ایران نمی توانسته بخشی از طرح از پیش آماده شده جنگ نرم دشمن باشد؟ آیا نمی خواسته با نفوذ در کیهان و پرس تی و …. تفکر خاصی را به منظور ترور رسانه ای پیاده کند؟ چه تضمینی وجود داشته که بعد از یک سال مجدد همان حسین درخشان قبلی که بر ضد جمهوری اسلامی می نوشت تبدیل نشود؟ و…. سوالات بی شمار دیگر

    و مكروا و مکر الله والله خير الماكرين
    ————————————————————–
    همون طور که فرمودید عقاید حسین در اثر مطالعه و محیط تغییر کرده. چرا تلاش می کنید بگید حسین نمی تواند دیگر فرد مومن و باتقوایی که در جوونی بود باشد؟ و در جایگاه خدایی ایمان افراد زیر سوال ببرید؟ اینکه شما فرمودید یک تهمت و سوظنی بیش نیست. شما می‌تونید استدلال‌های حسین پیش از دستگیری نقد کنید و در اینجا فکت‌ها و خاطراتی که برای وبلاگ ارسال میشه. یا خودتون هم می تونید مطلبی بنویسید تا ما در این وبلاگ قرار بدهیم. حتی اگر تئوری توطئه شما درست بود حسین در بیرون از زندان و زیر چشم ماموران امنیتی راحتتر می‌شد نقشه اش افشا شود و نه اینکه بعد از 19 ماه هیچ جرمی برای او پیدا شود برخلاف قوانین رسمی کشور اتهام‌های او در مدت قانونی بهش تفهیم نشه و پرونده‌اش به دادگاه نره. در قضاوتهامون دقت داشته باشیم و جای حضرت حق نشینیم گرنه قضاوت در مورد مگر دیگران کار خیرالماکرینه. و لا يخيق المكر السى ء الا باهله‬.

    • 2 S M Ameri ژوئن 6, 2010 در 9:45 ق.ظ.

      خانم درخشان! نکنید این کار را…شما را بخدا این مضحکه راا ادامه ندهید. فرموده اید بعد از ۱۹ ماه هیچ جرمی‌ برایش پیدا نشده!

      یالعجب! یکسویه و یکطرفه به قاضی می‌روید و دیگران را موعظه می‌فرماید، از نشستن در جایگاه خدایی بر حذر میدارید و دقیقا مانند حسین انتظار هم دارید مردم لاطاالات شما را باور کنند؟

      دقیقا مانند اخوی گرامی‌ شما هم مردم را » ابله» فرض کرده‌اید همشیره!! دست بردارید از این شامورتی بازیها.
      ———————————————————————-
      قانون در مورد چهارچوب زمانی تفهمیم اتهام وتشکیل دادگاه روشنه. وقتی دادگاه ریگی هم تشکیل می‌شود تعجب می‌کنیم چرا حسین باید 19 ماه بلاتکلیف باشد. بفرمایید در کجا مطلبی خلاف واقع ارائه شده؟

  2. 3 عابر پیاده ژوئن 7, 2010 در 5:55 ب.ظ.

    چه وبلاگ خوبی . برای کاشف وبلاگ در زبان فارسی. راستی. ایشان کاشف علم سانسور کردن کامنت ها هم بود. این وبلاگ هم بر اساس همین دو علم اداره می شود ؟

  3. 4 - ژوئن 7, 2010 در 8:41 ب.ظ.

    چند روز پیش در جایی حرف به برادر شما کشیده شد و آقایی که او را دورادور می شناخت و از » مرجان » نام برد. من هرچه خواستم از زیر زبانش بکشم بیرون که آخرسر سرنوشت این » حسین » چه شد نتوانستم. او از خانمی انگلیسی به نام » آنابل » هم حرف می زد که باعث تغییرات فکری زیادی در برادر شما شد . فامیلی اش یادم نیست. بهرحال همان موقع چیزی را شنیدم که فردی از وزارت اطلاعات درجمعی در مورد آن حرف می زند و – و همه جا هم پخش شده- او می گوید درخشان جاسوس سیاست و ابطحی را او به سیا وصل کرده که حتما خودتان هم شنیده اید و می دانید.
    بهرترتیب امیدوارم حسین شما که به نظر من و فارغ از همه این حرفها داستانی مشابه «حلاج» پیدا کرده روزی آزاد شود. حسین شما هم دور جهان را گشت و به چیزی رسید که برای همه پیش نمی آید که به آن برسند. امیدوارم حرفهای آن آقای مشفق نادرست باشد و حتی اگر درست هم بوده باشد بازهم نقش کننده تحول او نیست چون هرانسانی امکان بازگشت و تحول دارد.چنانچه حلاج شما امکانش را یافت. امیدوارم خیلی زود بشنویم که حسین درخشان واقعا و به راستی آزاد شده است.


Comments are currently closed.



این عکس آخرین عکس حسین پیش از بازداشت در حرم شاه‌عبدالعظیم است. بعد از دو سال بازداشت موقت حکم بدومی 19.5 سال زندان براش صادر شده است. ـ


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: