مظلومیت احمدی‌نژاد و سرنوشت فرزند سرتق وبلاگستان

این مطلب یکی از خوانندگان این وبلاگ لطف کرده‌اند فرستادند.

در پرونده حسین درخشان بیش از هرچیزی مظلومیت احمدی‌نژاد بهم ثابت شد. اینکه خیلی جاها قدرتی نداره که هیچ مخالفین سرسختی هم داره. نامه عمومی که رئیس جمهور برای عدالتِ حسین درخشان به دادستان وقت نوشت در نوع خودش بی‌نظیر بود. در تماس‌های من شورای ایرانیان خارج از کشور گفتند سنگ تمام گذاشتند ولی به جایی نرسیدند.

تجربه ثابت کرده احمدی‌نژاد آدمی نیست که سمپاتش را تنها بذاره. حتما بنده خدا خیلی برای این سمپات باهوش و تاثیرگذارش در فضای سایبر تلاش کرده و به جایی نرسیده. اینکه می‌گند «حاکمیت یک دست شده» بیشتر شبیه یک جوکه. از نفوذ و قدرت جناح رقیب در لایه‌های زیرین قدرت که بگذریم همین «اصول گرایان» برای رقابت بر سر قدرت و زدن یاران تاثیرگذار احمدی‌نژاد چه کارها که نمی کنند.

این سایت‌های «اصول گرا» چه مطالب خارج از انصافی در مورد همین دادگاه اول نوشتند که قلب خانواده درخشان به درد آمد. به نظرم، خانواده درخشان خیلی نجیب و شریف هستند. در اوج فشار و مظلومیت بازهم این طور با متانت می نویسند. در طی دو سال بازداشت حسین درخشان هم مصالح ملی بر شخصی ترجیح دادند و بی سرصدا دنبال کار فرزندشان بودند. ولی گویا عده‌ای عزمشان را جزم کردند این پیام را برسانند این نجابت فایده‌ای نداره و فقط شیوه خانواده دیگر «دو پاسپورتی»ها با سرصدا و توسل به فشار کشورهای متخاصم خیلی سریع می‌تواند جواب دهد.

اتهام‌های حسین درخشان مرغ پخته در دیگ را هم به خنده می‌اندازه. استفاده از نوشته‌های گذشته او که خودش بیشترین نقد برشان کرده بود برای اثبات جرم او. یا اتهامتی همچون توهین به مقدسات و مدیریت سایت‌های مستهجن. اگر قرار باشه چندشوخی لوس و زشت مذهبی یا انتشار چند عکس‌ هالییودی مبنای محاکمه افراد قرار بگیره که نصف ملت باید محاکمه بشند. فقط کافی است یک سرچ کوچک بکنید یا به پیامک‌های همه‌گیر گوشی موبایلتون نگاه کنید. ملت ما با ادبیات مذهبی خو گرفتند و بزرگ شدند که همین گهگاه به ناحق مبنای شوخی های نادرست قرار می‌گیره ولی خودش نشان دهنده رابطه عمیق مردم با دینه و اینکه چطور ملت با مذهب عجین شدند. ملت ما با مذهب رابطه پیچیده‌ و ژرفی دارند. نگاه به تیپ‌های مختلف هیئت‌های ایام محرم گواه بر این است.

سرک کشیدن در روابط مردم با خدا نه توصیه شده و نه اصلا امکان پذیره. وگرنه چگونه آدمی بسنجد آنچه که فرد از احوالاتش ادعا می کند مطابق است با آنچه در واقعیت وجود دارد. افراد در مراحل مختلف زندگی مثل حسین درخشان احوالات مذهبی متفاوتی دارد و همانطور که رهبر انقلاب در خطبه چهارده خرداد فرمودند « قضاوت در مورد اشخاص بايد با معيار حال كنونى اشخاص باشد. گذشته‌ى اشخاص، مورد توجه نيست. گذشته مال آن وقتى است كه حال فعلى معلوم نباشد. انسان به آن گذشته تمسك كند و بگويد: خوب، قبلاً اينجورى بوده، حالا هم لابد همان جور است. اگر حال فعلى اشخاص در نقطه‌ى مقابل آن گذشته بود، آن گذشته ديگر كارائى ندارد».

دوست متخصص خارج‌نشینی چند وقت پیش جایی نوشت سرنوشت تلخ حسین درخشان خیلی کسانی که می‌خواستد برای خدمت به کشور بازگردند را نامید کرد. به شوخی نوشتم شاه می‌گفت هرکه مارا دوست ندارد پاسپورت بگیرد و از کشور برود گویا این روزها می‌گویند هرکه مارا دوست دارد. قطعا این خواسته دولت دهم و هر دلسوز نظام و کشوری نیست. دعا می‌کنیم این پدرخوانده وبلاگستان که نگیم، فرزند سرتق وبلاگستان فرجام خوشی داشته باشد.

Advertisements

2 Responses to “مظلومیت احمدی‌نژاد و سرنوشت فرزند سرتق وبلاگستان”


  1. 1 reza ژوئن 27, 2010 در 1:09 ق.ظ.

    متاسفم واقعا

  2. 2 سوسن ژوئن 27, 2010 در 9:43 ق.ظ.

    بحق ابوالفضل آزاد میشه


Comments are currently closed.



این عکس آخرین عکس حسین پیش از بازداشت در حرم شاه‌عبدالعظیم است. بعد از دو سال بازداشت موقت حکم بدومی 19.5 سال زندان براش صادر شده است. ـ


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: