بایگانیِ اکتبر 2010

آخرین صحبت های حسین پیش از دستگیری

مطلب زیر را از وبلاگ «توهمات یک دانشجوی بسیجی غربزده» بازنشر می کنیم:

من تاب وءامن و عمل عملاً صالحاً فأولئک يبدّل الله سيئاتهم حسناتٍ و کان الله غفورا رحیما

كسى كه توبه كند و ايمان آورد و كار شايسته كند پس خداوند بدي هايشان را به نيكي ها تبديل مى‏كند و خدا همواره آمرزنده مهربان است.(فرقان-۷۰)

حسین درخشان را سال ۸۷ در حاشیه نمایشگاه رسانه های دیجیتال برای اولین بار و آخرین بار دیدم. چند روزی بود که به ایران آمده بود و برای اولین بار بود که علنی در جمعی ظاهر می شد.شخصیت حودر از وقتی که او را بوسیله وبلاگش شناختم ٬ برایم جالب بود. بخاطر همین از وی برای  گفتگو در مورد گذشته ، حال و برنامه های آینده وی در ایران دعوت کردم تا چند دقیقه ای گفتگو کنیم. او هم قبول کرد. کم کم افراد دیگری هم به بحث اضافه شدند. امروز پس از دو سال از دستگیری حسین واقعا حسرت می خورم که چرا صحبتهای آن روز را ضبط نکردم.

این دو جمله که از آن روز در ذهنم مانده باعث شد تا این مطلب را بنویسم :

«هر آدمی یک ظرفیتی داره ٬ یکی مثل شما ممکنه خدا این ظرفیت رو بهت داده باشه که با خوندن دو کتاب حاضری تا پای جونت برای جمهوری اسلامی هرکاری انجام بدی. یکی هم مثل من باید با آزمون و خطا و با درک تجربیات مختلف در نهایت طی صحبت نیمه شب تو یک اتوبان بین شهری کانادا با  صحبتهای یک راننده کامیون برزیلی به این مسیر برسه.»

در آخر هم گفت : » ما که هیچکدوم از امام حسین بالاتر نیستیم ٬ امام حسین هم حر رو بخشید با اینکه می دونست در نهایت اشتباه حر باعث کشته شدن تمامی اعضای خانواده اش می شه. من هم فرصت می خوام. گذشت زمان همه چی رو درمورد صداقت من مشخص می کنه»

در آخر هم که از او در مورد برنامه های آینده اش تو ایران پرسیدم ٬گفت : «یک خونه تو شهرری می خرم و سایت صبحانه(قدیمی ترین و پرمخاطب ترین شبکه اجتماعی فارسی اون زمان)  رو با محوریت بچه حزب اللهی ها و طرفدارای جمهوری اسلامی تو دنیا راه اندازی خواهم کرد.»

شاید صبحانه اگر با رویکرد جدید مدیر آن راه می افتاد ٬ مجانین بالاترینی و یوزرهای تقلبی در توییتر نمی توانستند با توجه به ناآشنایی بسیاری با این رسانه های نوین ٬ به مدت ۸ ماه به مملکت انواع هزینه های مادی و معنوی وارد کنند و اقتدار نظام و مشارکت ۴۰ میلیونی مردم را با چند صد مزدور خیابانی خدشه دار سازند.

در سایتها خواندم که ظاهرا حکم ۵/۱۹ سال زندان است ! در حالیکه از اتهامات جاسوسی و … تبرئه شده است. اتهامی که بخاطر آن دستگیر شد.


طنز ماجرا اینجاست مسئولین ستاد مجازی سبزها که وابستگی و خط دهی آن از خارج برای همه مشخص شده است ٬ کسانی که کمانگیر صهیونیست را همرزم خود می خوانند و وحید آنلاین فراری و رابط بی بی سی با سبزها دست راست آنها بوده اند٬ همچنان در وبلاگ خود و شبکه های اجتماعی ٬نظام و ارکان آن را بخاطر دو ماه حبس مورد عنایت قرار می دهد ٬ آن وقت یک تواب بدون آنکه به وی فرصتی برای به فعلیت رساندن توبه داده شود ، پس از دو سال بی خبری به ۱۹ سال زندان محکوم می شود!

امیدوارم در حکم تجدید نظر با دیده انصاف بیشتری به این قضیه نگاه شود.

آقای قوه‌ قضاییه! حسین درخشان پسر خاله‌ من نیست

بخش هایی از نوشته وبلاگ الف لام میم در مورد حکم حسین را بازنشر می کنیم:

حکم دادگاه حسین درخشان صادر شده است.

قاضی نیستم تا بتوانم نظر بدهم که جرم حسین درخشان چه سزایی دارد. ولی آنقدر می‌فهمم که بتوانم تناقضات و تفاوت‌های آشکار را در رفتار قوه‌ قضاییه ببینم.

حسین درخشان جزو اصلاح‌طلبان حساب می‌شد. یک اصلاح‌طلب افراطی. علیه نظام تبلیغ کرده است، با دولت‌های متخاصم همکاری است، به اسرائیل سفر کرده است (هر چند به قول خودش در آن سفر از مردم کشورش دفاع کرده است)، ضد انقلاب بوده است، بله ولی …او از بسیاری از اعمال خودش برگشته است، به اشتباهش اعتراف کرده است و از کشورش، مردمش و نظام حاکم بر کشورش دفاع کرده است. آن هم نه در زندان(!) بلکه هنگامی که در انگلیس ساکن بوده است و به خاطر این مواضعش از طرف دوستان اصلاح طلب و روشنفکرش آماج بدترین حملات قرار گرفته است.

این مطلب یکی از آخرین نوشته‌های اوست هنگامی که هنوز به ایران بازنگشته بود. مطلبش در مورد انقلاب اسلامی ایران است؛ انقلاب 57. انصافاً صاحب این قلم و این نوشته را به جرم تبلیغ علیه نظام به 20 سال زندان محکوم کرده‌اید؟ کدام یک از شما انقلابیون و السابقون می‌توانید چنین زیبا و تاثیر گذار در مورد انقلاب و نظام بنویسید؟

در این کشور کم نبوده‌اند کسانی که تا پیش از دستگیری با تمام توان خود علیه نظام و مردم، علیه انقلاب و منافع ملی تلاش کرده‌اند ولی پس از دستگیری، و آن هم در زندان اعتراف کرده‌اند و پس از آن مشمول تبصره‌های تخفیف مجازات و عفو قرار گرفته‌اند. حالا چطور برای کسی که پیش از عزیمت به ایران مواضعش تغییر کرده است، برای جبران آن‌ها اقدام کرده است، و با میل خودش به کشورش بازگشته است چنین تبصره‌هایی وجود ندارد؟

حسین درخشان حتی اگر توبه کرده است و از مواضعش عدول کرده، باز هم باید به خاطر اعمال گذشته‌اش پاسخگو باشد. ولی چرا این اصل فقط در مورد حسین درخشان صادق است.

آقای قوه‌ قضاییه!

حسین درخشان پسر خاله‌ من نیست که خواستار آزادی بی‌قید و شرط و فوری او بشوم. ولی به عنوان یکی از شهروندان این مملکت می‌توانم خواستار اجرای اصول 19 و 20 قانون اساسی بشوم + . می‌توانم خواستار این باشم که قوه‌ قضاییه‌ کشورم، فقط قوه‌ قضا نباشد بلکه قوه‌ عدلیه هم باشد.

می خواهم بخشی از نوشته‌های این وبلاگ نویس ضدانقلاب را برایتان بازگو کنم. بعد از این قضاوت کنید که اگر این فرد باید 20 سال زندانی شود، بعضی از حضرات حجج‌الاسلام، مهندسین، یاران امام، نیروهای سابق وزارت اطلاعات، رفت و آمد کنندگان به مجمع تشخیص مصلحت، برخی نمایندگان سابق مجلس، حتی برخی از آیات عظام، فرزندان استوانه ‎های نظام، خانواده‌ برخی از شهدا و … چند سال باید زندانی شوند؟

بخش‌هایی از مطالب درخشان:

من سالهاست که تمام قلم و وجودم را برای مقابله با پروپاگاندای رسانه‌ای در نشان دادن ایران به عنوان تهدید جهانی به کار گرفته‌ام. سالهاست که هر جا رفته‌ام (از جمله در قلب تل آویو) گفته‌ام و نوشته‌ام که جمهوری اسلامی حکومتی بامشروعیت و مستقل است و دولت‌هایش (چه رفسنجانی و خاتمی و احمدی‌نژاد) به خواست اکثریت مردم به قدرت رسیده‌اند

هر چه فشار به ایران بیشتر شد آدم‌هایی مثل من هم مجبور به دفاع رساتر شدند و این آرام آرام تمام ما را منزوی کرد. هر کسی صدایش بلندتر بود، بیشتر منزوی شد و من هم آرام آرام از «پدر وبلاگ‌نویسی» تبدیل شدم به «جاسوس منفور جمهوری اسلامی.»

انقلاب ایران بر سر نماز و روزه و چادر نبود و متعلق به همه‌ مایی است که پای آن مستقیم و غیرمستقیم ایستادیم و هزینه دادیم، برای اینکه می‌خواستیم روی پای خودمان بایستیم و خودمان تعیین کنیم که چه کسی و چطور می‌تواند بر ما حکومت کند.

چشم میلیاردها مردم فقیر و زیر ستم دنیا به این خانه، به این شورش بی‌همتا، و به من و شما است.