حکم: درخشان هرگز این توبه و بازگشت را انجام نداده

بررسی وبلاگ متهم نشان می دهد وی هرگاه به غلط بودن مطلبی پی برده است آن را در وبلاگش اصلاح کرده یا روی آن خط کشیده است که در طی بررسی ها حتی یک مورد از مطالب اینگونه که مورد اطلاح یا خطخوردگی واقع شده باشند، یافت نگردیده و ادعای وی در سعی در اصلاح این گونه موارد مطلقا صحت ندارد. نمونه هایی از اصلاح موارد و خط زدن آن ها که البته ربطی به موارد سیاسی و ضد دینی ندارد به پیوست می باشد که متناقص ادعای می در بازجویی و عملکرد وی در فضای رسانه را نشان می دهند. این در حالیست که در خصوص مطالب توهین آموز مذکور و موارد مشابه حتی چنین اصلاحی کفایت نکرده و لازم است که مطالب مذکور از صفحه پاک می شدند که مطالب مذکور نه تنها پاک نشده اند بلکه حتی خطخوردگی نیز پیدا نکرده اند.

دفاع مکرر درخشان درمقابل اتهامات مختلف همانگونه که مشاهده می شود صرفا در چهارچوب اعتراف به رویکردهای منفی گذشته و طرح ادعای توبه صورت می گیرد. اما درخشان هرگز این توبه و بازگشت را انجام نداده است و تغییر در خروجی های رسانه ای صرفا برای زمینه سازی برای نفوذ در جامعه مذهبی و انقلابی صورت گرفته و این موضوع با تغییری تدریجی و گام به گام برای جلوگیری از ایجاد حساسیت و موضع گیری انجام گرفته است.

برگه ای که مشاهده می کنید قسمتی از حکم حسین درخشان است. در آن استدلال می شود که نویسنده «سردبیر: خودم» چرا علی رغم تغییر عقیده مطالب قدیم خود را حذف نکرده یا خط نزده. سوال اینجاست اساسا نقد همراه با استدلال مطالب گذشته (+) بهتر است یا حذف و خط زدن؟ من که از خوانندگان ثابت این وبلاگ بودم هرگز به یادم نمی آید که درخشان استدلال‌ها و مواضع خودش چه سیاسی و چه غیر سیاسی را حذف یا اصلاح را کرده باشد. اگر اسم یا اطلاعات خاصی را اشتباه می نوشت در فاصله کمی از چاپ مطلب با تذکر یکی از خوانندگان امکان داشت اصلاح کند (که امری معمول در وبلاگ نویسی است)؛ اما  مواضع و استدلال را هرگز حذف نمی کرد و خط نمی زد (که امری غیر معمول در وبلاگ نویسی است). چون هم فضای وبلاگستان طوری است که چنین تغییراتی در نوشته‌های گذشته را نشانه بزدلی و پاک کردن تاریخ توسط نویسنده می دانند  و هم درخشان از افتخاراتش همیشه تغییر تفکر و «ورسیون» خود بود.

برای مثال او یک زمان برای تحریم انتخابات می‌نوشت، یک زمان مردم را به رای دادن به نماینده اصلاح‌طلبان دعوت می‌کرد و یک زمان مردم را به رای دادن اصول گرایان تشویق می کرد ولی هرگز نوشته های سابق خود را پاک نمی کرد. حتی زمانی که سرویس دهنده سایت او به دلیل تهدید وکیل مهدی خلجی از او خواسته بود که مطالبش را در مورد مهدی خلجی پاک کند او حاضر شد سرویس خود را با هزینه زیاد عوض کند ولی تن به این کار ندهد ضمن اینکه شکایت مهدی خلجی از او توسط وکیل کله گنده موسسه آمریکایی می توانست برایش دردسر بزرگی شود.(+) (حکمی برای این پرونده به دلیل غیاب حسین درخشان هنوز صادر نشده است.)

جوان‌های انقلابی دهه پنجاه که به حرکت پرشور امام خمینی پیوستند یک تجربه بی‌نظیر داشتند آن ها که با چشم واماندگی «تمدن»‌ وارداتی شاه را می‌دیدند. در کنار زرق و برق های تقلیدی و گروهک‌های مختلف آگاهانه مسیر امام خمینی را انتخاب کردند. یاران انقلاب از ابتدا با عشق امام دنیا نیامده بودند و حتی خیلی‌ها مذهبی نبودند بلکه رفته رفته با مقایسه رفتار شاه و انتقادات صریح و روشنگرانه امام خمینی و یارانشان نظیر شهید مطهری و ادبیات انقلابی مثل نوشته های دکتر شریعتی به این نتیجه رسیدند که این بهترین راه است.

انقلاب اسلامی وارد چهارمین دهه عمر خود شده است. اکثریت جمعیت ایران که زیر سی سال می باشند تجربه انقلاب را به صورت شخصی ندارند. وظیفه ماست که تجربه انقلاب را به هر نسل منتقل کنیم. جوانان ما امروز مانند جوانان دهه پنجاه از اقشار مختلف جامعه با عقاید مختلفی هستند که از خانواده یا از محیط گرفتند که شامل تبلیغات سرسام‌آور رسانه‌های سلطه‌جو می‌باشد. ما برای انتقال تجربه انقلاب برای هر «تیپی» باید استراتژی مشخصی داشته باشیم. تیپی که در خانواده و محیط مذهبی و انقلابی رشد کرده، تیپی که در محیط خارج از کشور رشد کرده، ‌تیپی که بیشتر تحت تاثیر رسانه های خارجی بوده و الخ. ما برای خیلی از این تیپ‌ها استراتژی نسبتا موفقیت آمیزی داشتیم و برای بعضی از این تیپ ها یا استراتژی نداشتیم یا اگر هم داشتیم چندان موفق نبوده است. دشمن ما صهیونیست توانسته یهودی زادگان زیادی را در سراسر دنیا سرباز خود بکند. ما چقدر در جذب ایرانیان خارج از کشور که جمعیت قابل توجهی دارند موفق بودیم؟ آیا وظیفه هدایت نسل دوم آن‌ها بر عهده ما نیست؟ با کدام ابزار و استراتژی؟

حسین درخشان که پس از آزمون و خطایی به گفتمان انقلاب رسیده بود، (یا باز رسیده بود +) سیستم تبلیغاتی ایجاد کرده بود که بتواند برروی تیپ های خاصی تاثیر بگذارد و آن هارا جذب گفتمان انقلاب کند. به شخصه افرادی را می شناسم که تحت تاثیر نوشته های حسین درخشان قرار گرفته بودند. مثل جوانی که در کانادا بزرگ شده بود و با تشویق حسین مشغول کار در پرس تی وی دفتر لندن شد. اینکه حسین درخشان مطالبی راکه از آن ها پشیمان شده بود، پاک نکرده بود؛ لازمه تبلیغات دنیای امروز است. اگر هدف حسین درخشان نفوذ بین نیروهای انقلابی بود رویکرد کاملا منافقانه و ریاکارنه می‌گرفت و همه مطالب سابق خودش را حذف می‌کرد و یکدفعه از سیاه به سفید تبدیل می‌شد. رسمی که در سریال های تلویزیونی شاهد آن هستیم و گویا این شیوه‌های نمایشی باعث شده که تغیرات حسین که صادقانه از عقادیش و تفکراتش با استدلال صحبت می‌کرد کم‌تر واقعی به نظر برسد.

حسین درخشان علیه بیزنس‌های حقوق بشری و ضدایرانی افشاگری می کرد و با استدلال از عملکردهای دولت دفاع می کرد و در جایی که لازم می دید نقد می کرد. خواننده ای که مثل یک «ورسیون» سابق حسین درخشان فکر می‌کرده می تواند مسیر تغییر او را ببیند و نقد حسین درخشان را به دلیل پیشینه مشابه بیشتر درک کند. لابد برای همین بود که نوشته های حسین درخشان بیشتر از همه تبلیغات شعارگونه و صفر و یکی جواب می داد و تاثیر می گذاشت.

Advertisements

9 Responses to “حکم: درخشان هرگز این توبه و بازگشت را انجام نداده”


  1. 1 بی نام نوامبر 7, 2010 در 1:39 ق.ظ.

    نوشته های شما توضیحی بود بر درست بودن تشخیص حکم دادگاه.

    نوشتین که حسین درخشان حاضر نبوده «استدلال‌ها و مواضع خودش چه سیاسی و چه غیر سیاسی» حذف یا اصلاح کند و حتی سرویس دهنده وبلاگ را عوض کرده تا مجبور نباشد مطلبی را از وبلاگش پاک کند.

    حالا یک سوال ساده :
    چطور ممکن است فردی با چنین خصوصیتی طرز فکرش یکهو عوض شود و عاشق انقلاب و نظام شود؟! فردی که حاضر نبوده مطلب وبلاگش را پاک کند چطور می تواند مطلبی در فکرش را پاک کند؟

    اگر طرز تفکرش واقعا عوض شده بوده باید زباله ها را دور می ریخت , زباله را موقعی در گوشه ای نگه می دارند چون تصور می کنند روزی ممکن است به کار آید!

    آدمی که «افتخاراتش همیشه تغییر تفکر و «ورسیون» خود بوده » اگر زمانی بیرون بیاید با این دورانی که گذرانده و احتمالا خودش را بی گناه و به نا حق زندانی می دانسته آنوقت طرز تفکرش به کدام سمت چرخش خواهد کرد؟!

    آیا خودش را طلبکار نظام نخواهد دانست؟

    آیا تلاش نخواهد کرد لطمه ای که خورده را به نحوی جبران کند؟
    —————————————————————————
    تحول حسین یکهو نبوده و به مرور زمان شکل گرفته شما اگر نوشته های او رو از سایت آرشیو دات ارگ پیگیری کنید این تحول رو می تونید ببینید. از طرفی تحول حسین صرفا تغییر موضع نبوده که بگه من مثلا رنگ قرمز رو دوست دارم و حالا رنگ سیاه دوست دارم. تغییر حسین همراه با استدلال و منطق و مطالعات فلسفی بوده. قسمت دوم سوالتون، کسی از آینده خبر نداره. حسین آدم منطقی است و علی رغم این همه سختی که بهش رفته برسر استدلال‌های خودش هست. حسین خودش رو از این نظام می دونه و به نظرش ضعف ها با کار و تلاش رفته رفته درست می شه.

    تشبیه زباله شما در اینجا تشبیه مناسبی نیست. ماشین های داغون رو دید که اول اتوبان برای عبرت سایرین می ذارند؟ حسینم اعتقاد داشت که برای اینکه استدلال هاش مقبول تر واقع بشه باید نوشته های زباله گذشته اش برای عبرت سایرین اون بالا قرار داده بشه و خودش توضیح بده که چطور اشتباه فکر می کرد که اون تصادف رخ داد و ماشین چنین داغون شد. ـ

  2. 2 مجتبی نوامبر 7, 2010 در 2:01 ق.ظ.

    جالبه در جایی از این حکم می گه چون تغییرش صفر و یکی نبوده ما توبه اش را قبول نداریم و جایی می گه تغییرش صفر و یکی بوده که کسی به او شک نکنه!! آدم یاد جک داروخونه میفته.

  3. 3 مسعود نوامبر 7, 2010 در 2:17 ب.ظ.

    هر کاری هم هودر کرده بود جزایش را دید. جزای دفاع از احمدی نژاد و نظام را هم دید. پیام قاضی به میلیون ها ایرانی این بود که بیهوده فکر نکنید که چیزی عوض می شود و برگردید بمانید و با خیال راحت به فعالیت های ضد جمهوری اسلامی ادامه دهید. همین

  4. 4 بابک نوامبر 7, 2010 در 2:47 ب.ظ.

    چه استدلال احمقانه ای برای نپذیرفتن توبه. در جایگاه خدایی نشتند.

  5. 5 مطهره نوامبر 7, 2010 در 7:03 ب.ظ.

    سلام آزاده جان
    اين حكم اوليه ي حسين است؟
    چه خبر از دادگاه تجديد نظر؟
    وكيل حسين تونسته كاري بكنه؟
    خبر كمترين در مورد نامه به رهبري درست بود؟

  6. 6 کرد معترض نوامبر 7, 2010 در 11:56 ب.ظ.

    سزای یک خودفروش که رفت با تصور مدال و جاه و مقام گرفتن، همین است و بس. جمهوری اسلامی به همه مشکوک است و هم رحم نخواهد کرد حالا چه رسد به این بیسواد و پریشان حال که یک عمر کمک هزینه اجتماعی از کشور کانادا گرفت اما مدرک عالی دانشگاهی و پیشرفت عملی یوخدههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههه!

  7. 7 keyvan نوامبر 8, 2010 در 11:53 ب.ظ.

    مگه درخشان عزيز شما
    نميگفت شکنجه زندان
    در ايران وجود نداره
    الان قراره 19 سال در هتل هيلتون
    باشه

  8. 8 گوش قرمز نوامبر 11, 2010 در 2:31 ب.ظ.

    خط خطی کردن نوشته های گذشته که چیزی رو حل نمی کنه / اصلاح اونها همراه با استدلاله که راه گشاست – اما حسین هزار بار هم که اونها رو اصلاح کنه بی فایده است

    چون فوۀ قضاییه عمد داره در بی عدالتی در حق حسین ، چون اصولا این سیستم ، غیر مذهبی های حامی نظام رو نمی خواد بپذیره

    حساب احمدی نژاد هم که خودی-غیر خودی نمی کرد از سایر قوای مملکت جداست – هنوز قدرت واقعی در دست کسانیه که بخش عظیمی از ایرانی ها رو » غیر خودی » می دونند – حالا یا به دلیل اعتقادات قلبی شون ، و یا به دلیل منافعشون … به هر حال نتیجه یکیه : غریبه و دشمن فرض کردن بسیاری از ایرانیان که به واقع نه دشمنند نه برانداز … ایرانیانی که می تونند اهرم قدرت برای ایران باشند ، متاسفانه از صحنه طرد می شوند

    وقتی یک حامی احمدی نژاد سرنوشتش این بشود ، وای به حال بقیه …

  9. 9 گوش قرمز نوامبر 11, 2010 در 2:40 ب.ظ.

    یعنی واقعا انسان های منصف و آزاده در سراسر جهان در مورد عدالتخانه ای که حکم به اسارت 20 سالۀ جوانی می دهد که تازه از رییس جمهور نظام قانونی مملکتش حمایت کرده و برای آن هزینه هم پرداخته است ، چه فکر می کنند ؟!؟


Comments are currently closed.



این عکس آخرین عکس حسین پیش از بازداشت در حرم شاه‌عبدالعظیم است. بعد از دو سال بازداشت موقت حکم بدومی 19.5 سال زندان براش صادر شده است. ـ


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: