بته ها را خیس نکنید

حسین درخشان بیش از دو سال است که در بازداشت به سر می برد. گفته شده است حکم نوزده سال برایش بریده اند. یاد سخنان آیت الله خامنه ای افتادم که بعد از بمب گذاری در مقر حزب جمهوری اسلامی و شهادت یاران نزدیک امام فرمودند (نقل به مضمون) انقلاب مانند بته ی جوشانی است که همواره می جوشد و افراد جدیدی بیرون می دهد. گفته بودند دشمنان خیال می کنند که با حذف بهشتی ها و رجایی ها می توانند جلوی این حرکت عظیم مردم ما را بگیرند. اما محتوای این بته ی جوشان چیست؟ آیا به غیر از جوانان وطن دوستی که سر خورده از وعده های غرب به دنبال اندیشه ای نو و سازنده هستند؟ درون بته ی جوشان انقلاب 57  بودند جوانانی که در کاباره ها می رقصیدند و در میکده ها میگساری می کردند؛ زمانی که خمینی کبیر آتشی در این بته انداخت جوانان یکی یکی و گروه گروه به درونش رفتند. افکار غربی شان را سوزاندند و پا به پای امام بالیدند و انقلابی شدند. این اتفاق یک روزه نیفتاد. ماه و سال ها طول کشید تا فکر و ذهن و اندیشه ی جوان ایرانی «آمادگی» ورود به بته ی جوشان و سوزان انقلاب را پیدا کرد و کاری کرد کارستان؛ جنگ تحمیلی و انواع سلاح ها هم نتوانست این آلیاژ بی نظیر را ذره ای ذوب کند.

حسین درخشان همانگونه که از رفتارش پیداست عاشق اندیشیدن است؛عاشق تجربه کردن است. حسین زندگی اسلامی ایرانی را تجربه کرد؛ زندگی و اندیشه ی غرب را هم آزمود؛ خواند و خواند و خواند تا ذهنش آماده ی رفتن در این بته شد. به دوستان ضد نظامش پشت کرد و آن جا که نیاز بود رسوایشان کرد. هزینه ی این «آمادگی» را پرداخت و چون شناگری که قبل از ورود به آب کمی دمای آب را می آزماید آرام آرام وارد این جرگه شد. آمد که آلیاژی شود برای نظام؛ سلاحی شود علیه متخاصمان اما گذشت زمان نشان داد عده ای علاقه ای به افروخته نگه داشتن این یادگار ارزشمند ندارند. حسین ماند و زندان. حسین ماند و تنهایی. حسین ماند نا امیدی. او ماند و حکمی سنگین. فقط به خاطر اینکه عده ای قصد دارند چوب لای چرخ اذهان «آماده» بگذارند. عده ای که از این امیدهای دیروز امام استفاده می کنند برای بالا رفتن دوستان محفلشان و کوبیدن دشمنان حلقه شان.

آقایان بر مسند قدرت! جلوی «یدخلون فی دین الله افواجا» دیوار نسازید!

Advertisements


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: