Archive Page 2

بازگشت دوباره به اوین

حسین امروز صبح، پس از یک مرخصی به نسبت طولانی تر از قبل به مناسبت اعیاد رجب و شعبان به زندان برگشت فقط خواستم اینجا بنویسم مطلبی از او تحت عنوان «پایان کما، آغاز دیگر» که از او در بعضی از سایت های خبری انتشار یافته پیش نویسی بود که قرار نبود در این مقطع منتشر شود. در نتیجه انتشار علنی آن خلاف میل و اراده حسین بوده

حسین در مرخصی تازه

به لطف خدا و یاری مسوولین امنیتی و قضایی حسین از پریشب به مرخصی تازه ای آمده است تا به هنگام میلاد حضرت علی (ع) در کنار ما باشد. متشکریم و از همه می خواهیم برای رهایی کاملش دعا کنند.

هیچکس نخواست حرف های حسین رو بشنوه

حکمش تایید شد. باورم نمی شه.هر چی خواهش و تقاتضا کردیم. هر چی نامه نوشتیم. هرچی پرینت نوشته هاش رو برای کسایی که دستشون به یه جایی می رسید بردیم. همش بی فایده بود. بیست سال…

وقتی خدا بنده هاش رو می بخشه و توبه شون رو قبول می کنه چرا بنده های خدا نمی تونن حسین رو ببخشن.

هیچ کس به حرفهای حسین گوش نکرد.

هیچ کس نخواست بشنوه دفاعیاتش رو.

خدایا… نجاتش بده.

بعد از ده سال نوروز در کنار خانواده

خدا رو شکر امسال بعد از مدتها عید نوروز حسین توی خونه کنار ما بود.
از آخرین باری که  عید  کنار ما بود ده سال می گذره؛
دو سال گذشته هم که ایران بود توی زندان بود.
یکشنبه  شب ، 29 اسفند اومد و شنبه صبح 6 فروردین برگشت.
دوشنبه شب 8 فروردین دوباره بهش مرخصی دادن و تا ظهر روز 14 فروردین که برگشت به زندان  با ما بود.
بعد از دو سال و 4 ماه این بهترین عیدیی بود که ما گرفتیم. ـ

بحث پیرامون شکایت مهدی خلجی علیه حسین

بد نیست به خاطر به جریان افتادن دادگاه شکایت آقای خلجی علیه حسین در کانادا این ویدیو  رو درباره این مسئله بازنشر کنیم. همون روزها که این شکایت تازه شده بود؛  بچه های ایرانی- آمریکایی برنامه ای ساختند که پیرامون این موضوع بحث کنند و اینکه ازادی بیان وبلاگنویسان حتی در خود آمریکا تا چه حد خدشه پذیر است. جالب این جاست  حسین که می تونست چنین گفتمان هایی ایجاد کنه الان حتی امکانش رو نداره از اتهماتی که بهش زده شده در دادگاه دفاع کنه.

درخواست تقاضای جریمه «یک میلیون دلاری» مهدی خلجی

توی این روزای سخت که هیچ کس یه جواب درست و حسابی بهمون نمی ده و هنوز منتظر تشکیل شدن دادگاه تجدید نظر هستیم و از اون طرف هم چند بار تقاضا بی نتیجه برای مرخصی کردیم، وکیل کانادایی حسین خبر داده که دادگاه شکایت آقای خلجی شروع شده و وکیلش به خاطر اینکه نمی تونه با حسین تماس برقرار کنه دیگر حاضر نیست که روی این پرونده کار کنه.
حسین هم نیست که از خودش دفاع کنه ولی دادگاه بدون حضور حسین و شنیدن دفاعیاتش به کار خود ادامه خواهد داد.
آقای خلجی رو که باید بشناسین. آقای خلجی ادعا کردن که نوشته های حسین در مورد ایشان باعث شده که شهرت شخصی، کاری و حرفه ایشون صدمه ببینه و وکیلشون از دادگاه تقاضای جریمه یک میلیون دلاری برای جبران کرده.

حسین پس از مرخصی به زندان برگشت

غیر منتظره بود ولی بالاخره بعد از ماه ها تلاش و صبر قبول کردند تا حسین دو روز رو بیرون از بازداشتگاه و پیش ما بگذراند. هر چند که ما او را در این یک سال و خورده ای اخیر هر هفته در زندان ملاقات کرده ایم، ولی گذراندن دو روز در خانه با همدیگر شیرین ترین لحظات را در این سال ها برای ما آورد .حسین آنقدر هیجان زده بود که تقریبا تمام این مدت رو نخوابید. صبح روز اول ما را به بهشت زهرا و زیارت درگذشتگان خانواده ،عموی شهیدم و شهید بشتی و قسمت محبوبش در قطعه 29 برد. آن جا سنگی با نام و امضای سید مرتضی آوینی هست که حسین سالها پیش از انکه دوست داشتنش مد شده باشد،شیفته اش بود. دست به سینه، مثل عکس خود آوینی، روبرویش ایستاد و با چشم تر گفت: دوباره سلام. برگشته ام.  پس از سالها…
امروز صبح زود به زندان برگشت. کوتاه بود. ولی شیرین. دلش می خواست بعد از سالها عاشورا را در میان دسته های سنتی بازار بگذراند. ای صاحب نامش یعنی ممکن است. ـ